مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

86

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

بهترين جوانها ، زنانتان بهترين زنها و نسل شما بهترين نسلها است . نه خوار مىشويد و نه شكست مىپذيريد . « 1 » خطبهء فاطمهء صغرى ، دختر امام حسين ( ع ) سيد بن طاووس گويد ، زيد بن موسى « 2 » گفت : پدرم از جدّم روايت كرد كه فرمود :

--> ( 1 ) . اللهوف ، ص 192 ؛ و ر . ك . امامى مفيد ، ص 321 ؛ الفتوح ، ج 5 ، ص 139 ؛ امامى طوسى ، ج 1 ، ص 90 ؛ مثير الاحزان ، ص 86 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 115 ، و بحار الانوار ، ج 45 ، ص 162 . مرحوم طبرسى ضمن نقل اين خطبهء غرّا ، اشعار زير را نيز به آن افزوده است : اگر پيامبر ( ص ) به شما بگويد : شما كه آخرين امتها بوديد با فرزندان خاندانم چگونه رفتار كرديد ؟ برخى را به اسارت در آورديد و برخى را به خون آغشته ساختيد . اگر شما را به بد رفتارى با خويشاوندانم سفارش مىكردم ، باز هم پاداش من اين نبود . من از آن بيم دارم كه عذابى مانند عذاب قوم ارم بر شما فرود آيد . سپس از آنان روى برگرداند . نيز در آن كتاب آمده است : آنگاه على بن الحسين ( ع ) گفت : عمه جانم ، خاموش باش ، آيندگان بايد از گذشتگان پند بگيرند . الحمدللّه تو عالم معلم نديده و داناى آموزش نديده‌اى ، گريه و زارى مرده را زنده نمىكند ! حضرت زينب ساكت شد ، آنگاه امام سجاد ( ع ) فرود آمد و چادرش را برپا كرد و زنان را فرود آورد و داخل چادر شد . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 109 . اين نقل طبرسى كه مىگويد : « آنگاه فرود آمد و چادرش را برپا كرد و زنانش را فرود آورد و داخل چادر شد » ، كاشف از آن است كه آنچه را از امام سجاد ( ع ) خطاب به عمه‌اش نقل كرده به دوران بازگشت به مدينه - به احتمال قوى - يا در كربلا هنگام بازگشت از شام مربوط مىشود . چرا كه در دوران اسارت نه چادرى در كار بود و نه او حق فرود آوردن زنان را داشت . ( 2 ) . نمازى در مستدركات علم رجال الحديث ( ج 3 ، ص 486 ، شمارهء 5987 ) گويد : زيد بن موسى كاظم ( ع ) كه به او زيد النار گفته مىشود . صدوق به نقل از ياسر گويد : او در مدينه قيام كرد و دست به آتش سوزى و قتل گشود . پس مأمون در پىاش فرستاد كه او را دستگير كردند و چون نزد وى آوردند گفت : او را نزد ابوالحسن ( ع ) ببريد . چون نزد آن حضرت بردند ، ايشان فرمود : اى زيد سخن فرومايگان كوفه تو را فريفت . فاطمه پارسا و پاكدامن بود و خداوند نسل او را بر آتش حرام گردانيد و نسل او خاصه حسن و حسين‌اند . اگر مىپندارى كه تو عصيان خدا مىكنى و به بهشت مىروى و موسى بن جعفر فرمان خدا برد و داخل بهشت شد ، در آن صورت تو در نزد خداوند از موسى بن جعفر گرامىتر هستى ! به خدا سوگند هيچ كس به وسيلهء ما به آنچه نزد خداوند است نمىرسد ، مگر به فرمانبردارى او ؛ و اگر تو پنداشته‌اى كه آن را با نافرمانى فرا چنگ خواهى آورد . زهى پندار نادرست . زيد گفت : من برادر و فرزند پدرت هستم . ابوالحسن ( ع ) فرمود : تو تا هنگامى كه فرمان خدا را ببرى برادر من هستى . چنان كه وقتى نوح گفت : « پروردگارا پسرم از خاندان من است و وعدهء تو حق است و تو داورترين داورانى » خداى عز و جل فرمود : « اى نوح او از خاندان تو نيست . او عملى است ناصالح » . به اين ترتيب خداوند عز و جل پسر نافرمان نوح را از زمرهء خاندانش بيرون كرد . » . آقاى خويى در المعجم ( ج 7 ، ص 360 ) پس از نقل اين حكايت مىنويسد : همچنين او - شيخ صدوق - از ابوالحسن ، على بن احمد نسّابه از مشايخش نقل كرده است كه زيد بن موسى با منتصر همنشينى مىكرد ! او مردى زبان آور و از زيديه بود . ( العيون ، باب 58 ، ج 3 و 4 ) . كسانى جز اين دو چيزهايى گفته‌اند كه دال بر نكوهش زيد است . ولى اسناد همهء اين روايتها ضعيف و غير قابل اعتماد است . آنچه مشكل را آسان مىكند اين است كه كسى اين شخص را توثيق و تمجيد نكرده است ؛ و سخن شيخ مفيد هم بر مدح وى از نظر تدين دلالتى ندارد » .